سوال کامل مخاطب: من ۲۹ سالمه و شوهرم ۳۴ سالشه. شوهرم محبت کلامیش واقعاً پایینه و من نیازم خیلی زیاده. پسر خوبیه و همهٔ اخلاقش خوبه، فقط یکم لجبازه؛ مثلاً اگه قهرمون طول بکشه چه مقصر باشه چه نه، همیشه من واسه آشتی کردن پیشقدم میشم. هر وقت هم میگم «دوستم داری؟ بهم بگو»، همیشه میگه: «من خیلی دوستت دارم و اینو تو عمل نشون میدم»؛ در صورتی که اصلاً اهل کادو خریدن و سورپرایز کردن نیست. به نظرتون چطور باهاش رفتار کنم که احساساتش رو بروز بده؟
سوال بعدیم اینه که برادرشوهرم بهخاطر اینکه موهای دختر دو سالهم رو کوتاه کردم چون نمیذاره با پنس یا کش موهاشو ببندم و میرفت تو چشماش، جلوی جمع دوباره بهم گفت: «تو لیاقت بزرگ کردن بچه رو نداری.» بار سوم بهش گفتم: «تو ذهنت خرابه و همیشه در مورد همه منفی فکر میکنی.» دفعهٔ چهارم توی یه مهمونی بودیم و من جلوی شوهرم و برادرشوهر بزرگم، تا اومد باهام صحبت کنه، بیهوا گفتم: «به شما چه؟»؛ اصلاً نمیدونم چرا اینجوری شد. من آدمی نیستم که اهل توهین باشم، ولی اون شب یهو اینجوری گفتم حتی قبل از اینکه حرف بدی بزنه. حالا چیکار کنم؟ برادرشوهرم بهشدت آدم برونگرا و کینهای هست. شوهرم میگه: «خودم باهاش صحبت میکنم، نیازی نیست عذرخواهی کنی، چون تقصیر اون بوده»؛ ولی بهشدت نگران رابطهٔ این دو تا داداش با همم. کلاً شوهرم توی جمع از من دفاع نمیکنه و مدام میگه: «برای نگهداشتن رابطههای خواهر برادری، باید به هیچ عنوان جواب ندی و سکوت کنی؛ قدرت تو سکوته و اینجوری فهمیدهتر دیده میشی.»
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب عزیزم، سوال شما یه پنج-شش تا چیز مختلف توش بود. اول در مورد همسرتون: بعضی چیزا رفتاریه و ما میتونیم با زمان، تأثیرگذاری روی شخص و صحبتکردن باهاش، عوضش کنیم. بعضی چیزا به شخصیت ربط داره و من هر چقدر هم زمان بدم، صحبت کنم، رفتار خودم رو عوض کنم و حرف بزنم، عوض نمیشه. نوع دوستداشتن و اینکه من چجوری ابرازش میکنم و دوستداشتن رو تو چی میبینم، خوشبختانه یا متأسفانه جزو چیزاییه که تو شخصیت ما رفته و شکل گرفته و تعدیل یا تغییرش تقریباً غیرممکنه.
بنابراین اگه بخواین که این امید بیخود رو بهتون بدن یا کسی بهت بگه که «نه این کار رو کن، این کار رو کن، این کار رو کن، درست میشه»، یا بری این سایتها رو ببینی که از یک تا پنج بهت راهکار میدن بر آن که نمیدونم محبت شوهرت بهت زیاد بشه یا بخوای دعا بگیری، بنویسی و اینا… اینا کار نخواهد کرد. بهت امید بیخود میده و چون هر دفعه که این کار رو میکنی میخوره تو ذوقت، ناراحتیت نسبت به این مسئله بیشتر میشه.
بپذیر! پذیرش یکی از بزرگترین ابزاریه که به آدم آرامش میده و باعث میشه آدم راحتتر زندگی کنه. اگه همهچیزاتون با هم خوبه و اوکیه و توجه میکنه، حالا کلامی نگه، چه فرقی میکنه؟ اصلاً مهم نیست. اگه جور دیگهای نشون میده، اهل نشوندادنشه که تو هم میگی هست و اوکیام، مشکلی نداریم، مسئلهای نداره.
در مورد برادرشوهرتون: خب آدم معمولاً بزرگتر، هر کاری هم بکنه که خلاف و خطا باشه، تو فرهنگ ما فرهنگهای دیگه اینجوری نیست… آدم به احترام اون بزرگترش سکوت میکنه. و من به شما قول میدم که اطرافیان شعور دارن و فکر نمیکنن منی که سکوت کردم ضعیفم یا حرفی برای زدن ندارم یا بیدستوپام. اون آدمی که داره کار اشتباه رو میکنه هی خراب و خراب و خرابتر میشه، نه منی که جواب ندادم.
و مهم نیست برادرشوهر شما هرچی بگه، چه فرقی میکنه؟ مهمترین آدما برای شما خانوادهٔ خودتونه که تشکیل میشه از فرزندتون و همسرتون. بعد میشه فامیل درجه یک: پدرشوهر، مادرشوهر، مامانبابای خودتون. بعدش خواهر و برادران؛ اونا تأثیر مستقیمی که تو زندگیتون ندارن. نه حقوقتون رو دارن میدن، نه کارشون مشترکه، نه تأثیر خاصی رو بچه میذارن. شما از یک گوش بشنوین و از گوش دیگه در بکنین، برای اینکه حرف همسرتون درسته.
آدم برای اینکه یکسری از رابطهها خراب نشن چون اگه خراب بشن باز عذاب وجدان و فشارش رو آدم میاد، به خصوص رابطههای خونی… آدم خواهر و برادرش هر کاری هم بکنن، چون خونی در ارتباطه، به سختی میتونه بهصورت کامل حذفشون کنه یا بذارتشون کنار. اگه هم حذفشون کنه و بذارتشون کنار، همیشه یک احساس بد، یک احساس عذاب وجدان و یک احساس ناراحتی از اینکه «چرا من این کار رو کردم» پیش میاد؛ بهخصوص بعد از فوت پدر و مادر.
بنابراین شما نه از همسرتون همچین چیزی رو بخواین چون این رفتار یک آدم بالغه، نه ازشون بخواین، نه مجبورشون کنین که بخوان کسی رو حذف کنن، نه حرفی بزنین.
بعد هم چرا میگین همسرتون ازتون دفاع نمیکنه؟ همین حرفی که به شما زدن که «شما اصلاً نمیخواد معذرتخواهی کنین چون تقصیر ایشونه و من خودم باهاش صحبت میکنم»، یعنی یک دفاع بسیار زیبا، کامل و قشنگ از شما. منتها شما این دفاع رو ندیدین.
حرفشون هم در مورد اینکه سکوت کنین درسته. ارتباطتون رو کمتر کنین اگه اینقدر دارین اذیت میشین، ولی وقتهایی که حضور دارین در جایی که هستند، لبخند بزنین و سکوت کنین. آدمایی هم که این کارا رو میکنن دنبال عکسالعملن؛ یعنی ایشون این حرف رو میزنه که یک عکسالعمل کلامی، احساسی یا رفتاری از شما بگیره. اگه چند بار این کار رو تکرار کنه و هیچ عکسالعملی از شما نه تنها نگیره، با قیافهٔ خیلی باز و لبخند شما روبهرو بشه نه لبخند مسخرهکردن، لبخند آروم و راحت دیگه این حرفا رو به شما نمیزنه؛ چون میبینه هیچ تأثیری نداره. میره سراغ یکی دیگه که اون حس ارضا شدن از شکستن اون آدم رو بگیره، چون میبینه با شما کار نمیکنه و جواب نمیده.

