پاسخ: دکتر طناز فرازی
اینجور مواقع تو این سن، اگه روبروی بچهمون بایستیم، معمولاً نتیجهٔ خوبی نداره؛ چون اگه به حرفمون گوش کنه، یا فاصلهش از ما بیشتر میشه یا میره و راهی پیدا میکنه که اون کار رو بدون اینکه ما در جریان باشیم، خودش مخفیانه انجام بده.
بنابراین بهترین راه اینه که باهاش صحبت کنین و بگین: «خب باشه، دوستش داری» و یه راهی جلو پاش بذارین. یه «نه» خیلی سفتوسخت نگین که یواشکی کاری نکنه. بگین: «باشه، دوستش داری، اوکیه. ببینیم کیه، خانوادهش رو بشناسیم؛ درستم بخون، دو، سه سال دیگه صبر کن تا مثلاً فلان کار، فلان کار و فلان کار رو بکنیم.»
اگه بگین «نه، نمیشه، برای چی؟ الان نکن»، خب میگم یا میشه یواشکی، یا چون گوشیش رو هم گرفتین، بعد ممکنه بشه گوشی قایمکی، گوشی دوستا، دیدارهای سر راه مدرسه یا برگشت و بعد یه اتفاقایی بیفته که خوشایند نیست.
بنابراین در موردش باهاش صحبت کنین. اول منطقی بهش بگین: «بابا دخترم، عزیزم، جانم، شما این چیزی رو که الان دوست داری، پنج سال، شش سال یا هفت سال دیگه دوست نخواهی داشت. ما اصلاً بهخاطر اینکه خوبه یا بده تو این سن نمیگیم؛ به این منظور نیست. بهخاطر اینه که خودت بعداً اذیت نشی.»
«شما هنوز داری رشد میکنی، نظرت تغییر میکنه، سلیقهت عوض میشه و هنوز سنت برای اینکه بخوای یه نفر رو دوست داشته باشی، خیلی کمه. دوستداشتن چیز کمی نیست؛ از طرف خوشت اومده و خوشاومدن برای اینکه بخوای با کسی وارد یه رابطه بشی، کافی نیست. تازه همون چیزی که الان خوشت اومده، میگم پنج سال یا شش سال دیگه ازش خوشت نمیاد.»
اینجوری باهاش حرف بزنین، خیلی بهتره. خیلی از اوقات هم خوبه یه کسی رو بذارین وسط؛ مثل خاله، عمه، عمو یا دایی؛ کسی که بچه بهش نزدیکه ولی تعصب پدر و مادر رو نداره. بچهها تو این سن معمولاً به حرف اونا بهتر از حرف پدر و مادر خودشون گوش میدن.

