پاسخ: دکتر طناز فرازی
آخ آخ! چقدر این رابطههای یکطرفه سخته. من جداً از تهِ دلم برای آدمایی که تو رابطههای یکطرفه هستن، ناراحت میشم. میدونم چقدر سخته! این با مهرطلبی و تعدد روابطی که آدم توش همه کار میکنه تا رابطه رو نگه داره، متفاوته.
رابطهٔ یکطرفه رابطهایه که یک شخص خیلی سریع جلو میره و درگیر میشه؛ چون کیسی که داره میبینه، کیسِ مناسبشه و تمام تیکهای توی لیستش رو زده یا از ده تا حداقل هفت تا هشتتاش رو داره. اون طرف هم خوب شروع کرده، ولی یهو یا سرد شده یا از اول سرد بوده و من دارم سعی میکنم که این رابطه رو نگه دارم.
حرفتون درسته که باید ازش گذشت. خوشحالم که خودتون به این نتیجه رسیدین که نمیشه رابطهٔ اینجوری رو ادامه داد و در طولانی مدت آدم رو از بین میبره. اما چجوری بگذریم؟
اینجور رابطهها چسب زخمی هستن! چیزی نیست که آدم بخواد کم کمِش کنه یا بگه: «مثلاً الان هر روز میبینمش، میکنمش هفتهای دو بار؛ بعد اینو قطع میکنم، بعد اونو قطع میکنم و بعد میذارمش کنار». یکدفعهست!
وقتی در رابطهٔ یک طرفه هستیم، امروز هستیم و از فردا یک تکست میدیم که: «من دیگه نمیتونم اینجوری به این رابطه ادامه بدم. امیدوارم خوب و خوش باشید؛ خدانگهدار!» و دیگه جوابِ هیچ تکستی، زنگی و حرفی رو نمیدید.
حالا من حتماً براش یه پست درست میکنم شاید هم در یوتیوب، چون حرف خیلی داره و اینجا طولانی میشه اگه بخوام بگم. اما راهش اینه: ناگهانی تصمیم بگیرید و بذارید کنار! هیچ راهِ کمکمی نداره. اینکه بعدش چیکار کنیم تا حالِ بدی که بهتون دست میده رو مدیریت کنیم، حتماً توی پست توضیح میدم؛ چون این سوالِ خیلیهاست.

