پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید، اگه این اختلاف سن جور دیگهای بود یعنی ایشون سنشون بیشتر بود و شما هم سنتون بیشتر بود، احتمال اینکه ارتباط خیلی موفق و خوبی باشه، بالاتر میرفت. اما پسر ۲۲ ساله هنوز خیلی بچه هست. فرقی نمیکنه که چه اتفاقاتی تو گذشتهش افتاده باشه. اتفاقات گذشته ما رو پخته نمیکنه؛ خیلیهاش بهمون آسیب میزنه و خیلیهاش هم تجربهمون رو تا حدی بالا میبره. ولی پختگی روحی، روانی و عاطفی فقط با اتفاقات سخت زندگی حاصل نمیشه.
بعضیا میان میگن: «نه، این ۲۲ سالشه، ولی خب خیلی زندگی سختی داشته و مثل یه مرد ۳۰ساله هست.» نه، اینجوری نیست! این بچه از الان تا ۱۴-۱۵ سال دیگه هنوز در حال تغییر خواهد بود و نظرش عوض میشه. اون الان به شما دروغ نمیگه؛ خیلی مصره، عاشقانه دوستتون داره و بهتون راست میگه. اما این آدم ۱۰ سال دیگه، آدمِ امروز نیست.
شما تغییراتتون رو به عنوان یک خانم ۳۷ ساله کردید. از الان به بعد هم تغییر میکنیم، ولی خیلیخیلی کم. در طول زمان زیاد (از الان ۳۷ تا ۴۷ سالگی)، شاید ۲ درصد فرق کنید. اما این بچه از ۲۲ تا ۳۲ سالگی چی؟ یه دفعه ۴۰-۴۵ درصد اخلاق، رفتار، طرز فکر و خواستههاش عوض میشه!
اون وقت شما یک خانم هستید که دلبسته شدید، تا یه حدودی وابسته شدید و درگیر شدید. اون وقت فکر کنید ۱۰ سال دیگه که انعطافپذیریتون هم کمتر میشه و ظاهرتون هم تغییر خواهد کرد، این آدم بخواد به شما بگه که «من رفتم». چون بچههای الان هم بسیار بچههای رکی هستن. با آدمهای گذشته متفاوت هستن که بگن: «نه، من مثلاً الان تو این ازدواج بودم، حالا یه بچهم هست یا نیست، متعهدم بمونم.» حرفشون رو میان رک میزنن.
اون وقت شما تو اون سن که تقریباً یائسه هم میشید (و اون هم باعث میشه که مودتون، روحتون، روانتون و همه چیز فیزیکیتون به هم بریزه)، میخواین چیکار کنین؟ با اون حال، یهدفعه یکی بیاد بهتون بگه: «خب ما الان ۱۰-۱۱ سال با هم بودیم و خیلی هم خوب بود؛ خداحافظ!»

