سوال کامل مخاطب: ۳۸ ساله هستم و در مورد رابطهٔ زناشویی با همسرم مشکل دارم. ما در دوران عقد بودیم که همسرم باردار شد و میگفت امکان نگه داشتن بچه رو نداره. من گفتم که نگهش داریم و جای نگرانی نیست؛ ولی بدون هماهنگی با من، بچه رو سقط کرد. من خیلی ناراحت شدم و البته مسائل دیگهای هم از لحاظ اخلاقی قبل از عقد وجود داشت.
حالا یک هفته از عقدمون گذشته و من صبر و تحملم تموم شده و میخوام جدا بشم. آیا بهنظر شما این کار درسته؟ ۸ ماه با همسرم در ارتباط بودم. لطفاً این رو هم به خانم دکتر بگید که قبل از اینکه قرص بخوره، رفته بود پیش دکتر که ببینه شرایطش تو چه وضعیتیه؛ بعد به من گفته بود کیسته و بچهای در کار نیست. دروغ گفت. دو روز بعد پدرش بهم گفت: «بچه هست، بهت دروغ گفته بچه نیست.»
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید، وقتی پایهٔ یک رابطه روی تصمیمهای یکطرفه در مورد مسائل بزرگ و روی دروغ گفتن گذاشته میشه، قطعاً این رابطه خوب جلو نخواهد رفت. اعتمادی که همون اول راجع به مسئلهای به این بزرگی شکسته شده، برگشتنش ممکن نیست.
اگه شما توی رابطهٔ طولانی مدتی بودید (یعنی مثل زن و شوهری که ۷، ۸ یا ۱۰ ساله با هم زندگی میکنن، بچه دارن و یه تاریخچهای با هم دارن) و بعد یکیشون اعتماد دیگری رو میشکست، ما راهکار میدادیم و بهشون میگفتیم که بهتره رابطه رو حفظ کنن و سعی میکردیم اون اعتمادِ از دست رفته تا جایی که میشه برگرده.
ولی توی یک رابطهٔ تازهٔ هفت هشت ماهه که تاریخچهای پشتش نیست، هدف مشترکی با هم ندارین، هنوز زیر یک سقف برای زندگی نرفتین و اعتمادتون هم با مسئلهای به این بزرگی شکسته شده، ادامه دادنش خیلی کار درستی نیست؛ چون معلومه که نه ایشون با شما راحت هستن که بیان راستش رو بگن، نه شما دیگه میتونین به ایشون اعتماد کامل بکنین و نه ایشون فکر میکنن که زندگی مشترک یعنی اینکه با هم بشینید و تصمیمی رو بگیرید (بلکه یکطرفه تصمیم میگیرن). بنابراین، تموم بشه بهتره.

